تلفظ حروف
بسياري از حروف عربي تقريباً به همان شكل فارسي تلفّظ مي‌شود و نيازي به آموزش ندارد و تنها ده حرف (ثاء، حاء، ذال، صاد، ضاد، طاء، ظاء، عين، غين، واو) در زبان عربي، تلفّظ آنها به گونة ديگري است كه به شرح آن مي‌پردازيم.

حرف ثاء
اين حرف در فارسي به صورت «سين» تلفّظ مي‌شود، براي تلفّظ صحيح اين حرف، بايد آن را از سر زبان و سر دندانهاي پيشين بالا و به حالت دميدگي ادا كرد.
تمرين
اِسْمَ اثْمَ
يَلْبَسُونَ يَلْبَثُونَ
مَثْواكُمْ ـ فَاثْبُتُوا ـ يَثْرِبَ ـ مِثْلَهُمْ ـ مُثْقَلُونَ ـ مَثْني ـ ثَلاثَ ـ ثَقُلَتْ ـ لَبِثَ ـ مِنَ الْمَثاني ـ ثامِنُهُمْ ـ فَاَثابَكُمْ ـ ثِيابَهُمْ ـ مَوْثِقا‌ً ـ جاثِيَةً ـ كَثيراً ـ جِثِيّاً ـ حَثيثاً ـ ثُمَّ ـ ثُبُوراً ـ ثُلُثُ ـ لَمَثُوبَةٌ ـ ثَلاثُونَ ـ مَبْثُوثَةٌ ـ اَلثِّقالَ ـ اَلثَّقَلانِ ـ مُنْبَثّاً ـ يااَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ ـ ثُمَّ بَعَثَهُ

حرف حاء
اين حرف در فارسي به شكل «هاء» تلفّظ مي‌شود و براي تلفّظ صحيح آن كافي است آن را از وسط حلق و با فشردگي اداء كنيم تا با حرف «هاء» اشتباه نشود.
تمرين:
اَهْوي اَحْوي
اُهِلَّ اُحِلَّ
اَحْسِنْ ـ فَاحْكُمْ ـ يُحْيي ـ مَحْياهُمْ ـ تَحْتِهِمْ ـ اِحْتَرَقَتْ ـ حَرَّمَها ـ حَسِبُوا ـ حسيسَها ـ يُحاسِبْكُمْ ـ تَحاوُرَكُما ـ دَحيها ـ رَحِمَ ـ حِسابُهُمْ ـ تَحِيَّتُهُمْ ـ‌حيتاهُمْ ـ نُوحيها ـ يَحيقُ ـ حُرِّمَتْ ـ حُلُّوا ـ حُنَفآءُ ـ مُفْلِحُونَ ـ يَحُولُ ـ يُسَبِّحُونَ ـ اَلرَّحْمنِ الرَّحيمِ ـ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ ـ اَوْحي لَها
حرف ذال
براي اداي حرف «ذال» از سر زبان و سر داندانهاي پيشين بالا استفاده مي‌كنيم تا از حرف «زاء» متمايز گردد، لازم به ياد سپاري است كه حرف «ذال» را بايد به صورت نازك و كم حجم ادا كرد.
تمرين
اَذْهَبَ ـ وَاذْكُرُوا ـ حِذْرَكُمْ ـ اِذْقالَ ـ يُذْهِبْكُمْ ـ عُذْراً ـ ذَكِّرْهُمْ ـ ذَهَبُوا ـ مُذَبْذَبينَ ـ ذآئِقُوا ـ ذلِكُمْ ـ أذاعُوا ـ تُذِلُّ ـ ذِكْريها ـ لِذِي الْقُرْبي ـ اَلَّذينَ ـ مَعاذيرَهُ ـ لِيُذيقَهُمْ ـ تُكَذِّبانِ ـ اَلذُّنُوبِ ـ فَاَذَّنَ مُؤَذِّنٌ ـ وَلا تُبْذِّرْ تَبْذيراً ـ لِيَذَّكَّرُوا


حرف صاد
حرف «صاد» مانند حرف «سين» از سر زبان و پشت دندانهاي پيشين پايين تلفّظ مي‌شود با اين تفاوت كه صدا در حرف «صاد» درشت و پر حجم مي‌باشد.
تمرين
عَسي عَصي
عَسَيْتُمْ عَصَيْتُمْ
قَسَمْنا قَصَمْنا
اَصْلَحَ ـ اَصْدَقَ ـ اَصْلاحِها ـ مِصْرَ ـ تُصْعِدُونَ ـ يُصْرَفُ ـ صَلاتي ـ قَصَصَ ـ صَدَقَ ـ مَصائِعَ ـ لَصادِقٌ ـ صالِحينَ ـ صِراطي ـ يَفْصِلُ ـ اَبْصِرْهُمْ ـ نَصيباً ـ مَصيرَكُمْ ـ يُوصيكُمْ ـ صُرِفَتْ ـ صُحُفِ ـ تَخاصُمُ ـ نَصُوحاً ـ تُوصُونَ ـ تَصُومُوا ـ فَصَّلْناهُ ـ فَالصّالِحاتُ ـ نُفَصِّلُ ـ يَخْتَصُّ ـ يَصَّدَّقُوا

حرف ضاد
حرف «ضاد» از تماس كنارة زبان (هر طرف كه ميّسر باشد) با دندانهاي كرسي بالا (همان طرف) و كشيده شدن بر آنها ايجاد مي‌شود و آن را بايد درشت و پر حجم ادا كرد.
تمرين
اَضْعَفُ ـ يَضْرِبْنَ ـ رِضْوانٌ ـ فَضْلُ ـ مُضْغَةَ ـ مُضْعِفُونَ ـ ضَلَّ ـ وَضَعَها ـ ضَرَبَ ـ ضاحِكَةٌ ـ لَضآلُّونَ ـ ضامِرٍ ـ نَضِجَتْ ـ فِي الْاَرْضِ ـ ضِعافاً ـ ضيزي ـ رَضيتُ ـ مُعْرِضينَ ـ ضُرِبَتْ ـ اُغْضُضْ ـ عَرْضُها ـ مَغْضُوبِ ـ مَخْضُودٍ ـ رَضُوا ـ يَنْفَضُّوا ـ نَضّاخَتانِ ـ فِضَّةٌ ـ يَحُضُّ ـ يَغُضُّوا ـ يَعُضُّ


حرف طاء
حرف «طاء» مانند حرف «تاء» از تماس روي سر زبان با ناهمواريهاي كام بالا ادا مي‌شود با اين تفاوت كه صدا در حرف «طاء» درشت و پر حجم مي‌باشد.
تمرين
تابَ طَابَ
قانِتينَ قانِطينَ
اَطْغي ـ تَطْغَوْا ـ فِطْرَةَ ـ خِطْبَةِ ـ مُطْمَئِنّينَ ـ يُطْعِمُونَ ـ فَطَرَ ـ طَفِقَ ـ اِسْتَطَعْتُمْ ـ طآئِفَتانِ ـ اَطاعُونا ـ بَطآئِنُها ـ وَلا تُطِعْ ـ سُطِحَتْ ـ طِفْلاً ـ اَساطيرُ ـ اَطيعُونِ ـ خَطيئاتِكُمْ ـ طُمِسَتْ ـ خُطُواتِ ـ طُغْياناً ـ طُوبي ـ يَطُوفُ ـ بُطُونِهِمْ ـ تُشْطِطْ ـ تَخُطُّهُ ـ لِلطّاغينَ ـ تَطَّلعُ ـ فَاطَّهَّرُوا ـ عُطِّلَتْ
 
حرف ظاء
براي تلفّظ حرف «ظاء» كافي است حرف «ذال» را درشت و پر حجم ادا كنيم.
تمرين:
مُنْذَرينَ مُنْظَرينَ
مَحْذُوراً مَحْظُوراً
اَظْلَمَ ـ يَظْلِمُونَ ـ يُظْهِرَ ـ حَفِظْناها ـ وَاغْلُظْ ـ مُظْلِمُونَ ـ ظَلَمُوا ـ ظَهَرَ ـ ظَلَّتْ ـ يُظاهِرُوا ـ ظالِمي ـ لَظالِمُونَ ـ ظِلالُها ـ ظِهْرِيّاً ـ مَحْفُوظٍ ـ كَظيمٌ ـ حافِظينَ ـ عَظيمٌ ـ ظُلِمُوا ـ يَظُنُّ ـ ظُلُماتٍ ـ تُوعَظُونَ ـ وَاخْفَظُوا ـ حافِظُونَ ـ يُعَظِّمْ ـ فَظّاً ـ حَظٍّ ـ اِنَّ الظَّنَّ ـ هُمُ الظّالِمُونَ ـ اِلَي الظِّلِّ

حرف عين
اين حرف در فارسي به صورت «همزه» تلفّظ مي‌شود. حال به تفاوت اين دو در عربي توجه فرماييد:
«همزه» ساده گفته مي‌شود و صدا در آن قطع مي‌گردد ولي حرف «عين» از وسط حلق اداء شده و صدا در آن قطع نمي‌شود.
تمرين:
اَجَل عَجَل
اَمَلاً عَمَلاً
اَمين عَمين
يَاْلَمُونَ يَعْلَمُونَ
اَعْلي ـ فَاعْلَمْ ـ نِعْمَ ـ اِعْلَمُوا ـ يُعْجِبُكَ ـ يَسْتَعْجِلُونَ ـ مَعَكُمْ ـ عَلَيْهِمْ ـ يَفْعَلُونَ ـ مَعايِشَ ـ عالِيَهُمْ ـ تَعالي ـ عِلْماً ـ فاعِلُونَ ـ اَلْعِزَّةَ ـ مَعيشَََتُهُمْ ـ فَاَعينُوني ـ نُعيدُها ـ عُلَمآءُ ـ عُقْباها ـ عُلِّمْنا ـ تَعُولُوا ـ عُوقِبْتُمْ ـ يَعُودُونَ ـ فَعّالٌ ـ سُعِّرَتْ ـ يَدُعُّ الْيَتيمَ ـ لااَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ
 
حرف غين
اين حرف در فارسي به صورت «قاف» تلفّظ مي‌شود، حال به نحوة اداي هر يك در زبان عربي دقت كنيد.
حرف «قاف» به كمك زبان كوچك و با شدت و سختي گفته مي‌شود به طوري كه صوت قطع مي‌گردد ولي حرف «غين» از انتهاي حلق و با سستي تلفّظ شده و صدا در آن كشيده مي‌شود.
تمرين
أقْني اَغْني
قَدْ غَدْ
نَغْفِرْ ـ يَغْلي ـ اَفْرغْ ـ اُغْشِيَتْ ـ يُغْنيهِمْ ـ فَاسْتَغْفَرَ ـ تَغَشّيها ـ غَيْري ـ غَنِمْتُمْ ـ اَلْغافِرينَ ـ وَالْمَغارِبِ ـ فِي الْغارِ ـ غِلِّ ـ غِسْلينٍ ـ بُغِيَ ـ اَبْغيكُمْ ـ نَبْتَغي ـ فَالْمُغيراتِ ـ غُفْرانَكَ ـ يَنْزَغُ ـ غُلِبَتْ ـ غُدُوُّها ـ يَبْغُونَ ـ لُغُوبٌ ـ سَواءٌ عَلَيْهِم اَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ اَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللهُ لَهُمْ


حرف واو
در اداي حرف «واو»، لب‌ها بدون برخورد با دندانها به حالت غنچه در مي‌آيد و اين حرف از ميان دو لب تلفّظ مي‌شود.
تريمن:
بَلَوْناهُمْ ـ اَوْجَفْتُمْ ـ تَوْبَتُهُمْ ـ لاتَوْجَلْ ـ قَوْمي ـ يَوْمِهِمْ ـ وَجَدَها ـ ياوَيْلَنا ـ وَجْهَها ـ وارِدُها ـ وارِدَهُمْ ـ والِدَتي ـ وِزْرَاُخْري ـ شاوِرْهُمْ ـ تُوَسْوِسُ ـ تَاْويُل ـ يُسَوّيكُمْ ـ تَسْتَوي ـ وُفِّيَتْ ـ وُجُوهَكُمْ ـ وُجْدِكُمْ ـ تَلْوُوا ـ داوُودَ ـ وُورِيَ ـ اَوَّلينَ ـ قُوَّتِكُمْ ـ اَوَّبي ـ فَسَوّي ـ لَوّوْا ـ تَزَوَّدُوا