انقلابی در سال ۱۳۵۷ خورشیدی در ايران

انقلابی در سال ۱۳۵۷ خورشیدی در ايران

با شرکت اکثریت مردم، احزاب و روشنفکران ایران انجام پذيرفت. این انقلاب نظام پادشاهی ایران را سرنگون، و پیش‌زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی به رهبری روح‌الله خمینی در ایران را فراهم کرد. تفکرات و شخصيتهای اسلامی در اين انقلاب حضور برجسته ای داشتند. روح‌الله خمینی اين انقلاب را انقلاب اسلامی خواند.  اين انقلاب با نام انقلاب ۱۳۵۷ نيز شناخته ميشود.

بازه اصلی انقلاب از ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ با اولین راهپیمایی عظیم مردم تبریز شروع می‌شود و تا قیام مردم تهران در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ به طول مى كشد. پس از آن با تصویب قانون اساسی جدید سید روح الله خمینی به پرنفوذترین رهبر کشور تبدیل می‌شود. در این میان، پس از آن‌که تظاهرات و اعتصابات مردم کشور را فلج کرده بود، محمدرضا پهلوی به اجبار کشور را ترک کرد (دی ۱۳۵۷) و پس از اعلام بی‌طرفی نظامیان نسبت به درگیری‌های خیابانی، سید روح‌الله خمینی به ایران بازگ‌شت. قیام مردم تهران در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ آخرین ضربه‌ای بود که سلسلهٔ پهلوی را متلاشی کرد.

در رفراندوم دوازده فروردین ۱۳۵۷ زمانی که ایرانیان با اکثریتی قاطع (٪۹۸٫۲) در قالب یک همه‌پرسی ملی نظام سلطنتى را نفى و با نوع حکومت جمهوری اسلامی (به عنوان نظام حکومتی آینده) موافقت کردند، پادشاهی ایران رسماً به جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد.

سلطنت پهلوى معتقد به حفظ رژیم با كمك ارتش و سرویس‌های امنیتی بود؛ انقلاب حکومت سلطنتی را برانداخت و حکومتی دینى برپایهٔ تفسیر خاصی از شیعه به نام ولی فقیه جایگزین نظام قبلى گردید.

پیشینه و علل

انقلاب ۱۳۵۷ ایران بعد از تجربه نهضت مشروطه و کودتای ۲۸ مرداد و به دنبال حوادث ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به وقوع پیوست.

۲۸ مرداد ۱۳۳۲

بریتانیا پس از کوتاه شدن دست خود از صنعت نفت ایران، منابع بسیاری را در منطقه و خصوصاً ایران از دست داده بود، با قطع امید از رسیدن به توافق، وارد مطالعه طرح یک کودتای نظامی شد.

۱۶ آذر ۱۳۳۲

از مهم‌ترین حرکت‌های سیاسی و دانشجویی در تاریخ ایران، اعتراض دانشجویان در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ به ورود معاون رئیس جمهور آمریکا، ریچارد نیکسون، به خاک ایران پس از کودتای ۲۸ مرداد بود. دانشجویان دانشکده‌های فنی، حقوق و علوم سیاسی، علوم‌، دندانپزشکی، پزشکی و داروسازی در دانشکده‌های خود تظاهراتی علیه رژیم کودتا برپا کردند. روز ۱۵ آذر تظاهرات به خارج از دانشگاه کشیده شد و مأموران در زد و خورد با دانشجویان، شماری را مجروح و گروهی را دستگیر و زندانی کردند. این درگیری‌ها منجر به مرگ سه تن از دانشجویان به دست مأموران حکومت پهلوی شد.

۲ فروردین ۱۳۴۲

حمله به مدرسه فیضیه قم در روز ۲ فروردین ۱۳۴۲ شمسی مطابق با روز درگذشت جعفر صادق (از امامان شیعه) روی داد. پس از این که نظام سلطنتی پهلوی لایحهٔ انجمن‌های ایالتی و ولایتی و نیز لوایح شش‌گانه و انقلاب سفید (شاه و ملت) را مطرح کرد، برخی روحانیون و در رأس آن‌ها آیت‌الله خمینی نسبت به برخی موارد آن هم‌چون حقّ رای دادن زنان که شاه به زنان ایرانی اعطا کرده بود، اعتراض کردند. سید روح‌الله خمینی نوروز سال ۴۲ را عزای عمومی اعلام کرد.

۱۵ خرداد۱۳۴۲

در سحرگاه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، ماموران امنیتی به خانه سید روح‌الله خمینی در قم حمله کردند و او را که روز پیش از آن در روز عاشورا در مدرسه فیضیه قم، سخنانی بر ضد حکومت گفته‌بود، دستگیر و به زندانی در تهران منتقل کردند. چند ساعت بعد از حادثه گروهی از طرفداران وی در قم به خیابان های تهران و قم ریختند و دست به تظاهرات زدند. در این روز تعدادی از تظاهرکنندگان کشته شدند.

۴ آبان ۱۳۴۳

سید روح‌الله خمینی در این روز بر ضد تصویب لایحه کاپیتولاسیون در مجلس شورای ملی در شهر قم به سخنرانی پرداخت، وی در این سخنرانی سعی کرد ضمن تبیین نظرات خود در مورد لایحه مذبور خطر آن برای مردم و استقلال و تمامیت ارضی کشور را گوشزد کند.

در طی این سخنرانی وی بارها به آمریکا و شخص شاه حمله لفظی کرد.

۱۳ آبان ۱۳۴۳

در پی سخنرانی آیت‌الله خمینی در روز ۴ آبان بر ضدّ تصویب لایحه کاپیتولاسیون، حکومت وقت تصمیم به تبعید وی به ترکیه گرفت، در روز ۱۳ آبان ۱۳۴۳ ماموران ساواک (سازمان امنیت و اطلاعات کشور) آیت‌الله خمینی را در قم دستگیر و با هواپیمای نظامی به ترکیه تبعید کردند.

۲۰ مهر ۱۳۵۰

جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران در تخت جمشید و با حضور سران و سفرای بسیار از کشورها در ۲۰ مهر ۱۳۵۰ آغاز شد.

به عقیده بسیاری از ناظران هدف محمدرضا شاه پهلوی از برگزاری این جشن‌ها، یادآوری قدرت و ابهّت باستانی ایران، به‌رخ‌کشیدن ثبات، امنیت و قدرت فعلی (خصوصاً برای همسایگان عرب) و همچنین تاریخ پربار ایران بود.[نیازمند منبع]

۱۱ اسفند ۱۳۵۳

در ۱۱ اسفند ۱۳۵۳ محمدرضا پهلوی دستور تشکیل حزب سراسری و واحد رستاخیز را اعلام کرد، این نخستین بار در تاریخ نوین سیاسی ایران بود که این کشور به روش تک‌حزبی اداره می‌شد.

۲۵ اسفند ۱۳۵۴

در آخرین روزهای سال ۱۳۵۴ دو مجلس سنا و ملّی طرح تغییر تاریخ هجری به شاهنشاهی را مطرح و تصویب کردند، این امر ظاهراً در راستای سکولاریزه‌کردن حکومت برداشته می‌شد؛ ولی عملاً آتش خشم مخالفین را برافروخت و مخالفت‌هایی را نیز برانگیخت.

وقایع سال ۱۳۵۷

فروردین

  • ۱۰ فروردین

در روزهای نهم و دهم فروردین مردم یزد طی اعتراضاتی که به خشونت کشیده شد خواستار آزادی زندانیان سیاسی و بازگشت رهبران انقلاب (در راس آن‌ها سید روح‌الله خمینی) شدند.

اردیبهشت

  • ۲۵ اردیبهشت

در پی اوج‌گیری تظاهرات و درگیریهای مردم با عوامل رژیم پهلوی ‎‎، دولت جمشید آموزگار به مأمورین نظامی و انتظامی در برابر آشوبها دستور شدت عمل داد.

خرداد

  • ۱۵ خرداد

به مناسبت سالگرد ۱۵ خرداد در تهران و شهرستانها تعطیل و اعتصاب سراسری اعلام گردید.

مرداد

  • ۲۱ مرداد

درگیری خونین در اصفهان و اعلام حکومت نظامی در این شهر که توسط فرماندار نظامی شهر به اجرا درآمد.

  • ۲۵ مرداد

اعلام حکومت نظامی توسط دولت جمشید آموزگار.

  • ۲۸ مرداد

آتش سوزی در سینما رکس آبادان. (که مصببان اصلی این حادثه مذهبیون طرفدار سید روح‌الله خمینی بودند)[نیازمند منبع]

شهریور

  • ۵ شهریور

سقوط دولت جمشید آموزگار و تشکیل دولت شریف امامی.

  • ۱۷ شهریور
نوشتار اصلی: حادثه ۱۷ شهریور

این روز (۱۷ شهریور ۱۳۵۷) بعدها به جمعه سیاه مشهور شد، در این روز راهپیمایی و اعتراضات مردم در میدان ژاله (شهدای فعلی) تهران به خشونت کشیده شد و عده زیادی کشته و مجروح شدند.

مهر

  • ۲ مهر

منزل سید روح‌الله خمینی در عراق توسط پلیس این کشور محاصره گردید.

  • ۳ مهر

حزب رستاخیز که توسط حکومت پهلوی تأسیس شده بود منحل گردید.

  • ۱۰ مهر

به دلیل افزایش فشارها در عراق خمینی تصمیم به ترک این کشور و ورود به کویت گرفت، اما دولت کویت به وی مجوز ورود نداد.

  • ۱۳ مهر

در پی جلوگیری از ورود سید روح‌الله خمینی به کویت و جلوگیری دولت عراق از بازگشت وی به نجف، با تقاضای دولت وقت شاهنشاهی، خمینی به فرانسه تبعید می‌شود.

  • ۱۷ مهر

تغییر مکان سید روح‌الله خمینی از پاریس به دهکده نوفل لوشاتو.

سید روح‌الله خمینی در احاطهٔ خبرنگاران
  • ۱۹ مهر

اعتصاب کارکنان مطبوعات در سراسر کشور آ‎غاز گردید.

  • ۲۹ مهر

اعتصاب کارکنان صنعت نفت.

آبان

  • ۸ آبان

آیت‌الله طالقانی (یکی از رهبران انقلاب) از زندان آزاد شد.

  • ۱۰ آبان

ارتش کنترل تأسیسات نفتی کشور را در دست گرفت.

  • ۱۳ آبان

تظاهرات دانش‌آموزان و دانشجویان در مقابل دانشگاه تهران به خشونت کشیده شد.

سید روح‌الله موسوی خمینی رهبر انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷

دی

  • ۲۳ دی

به دستور سید روح‌الله خمینی شورای انقلاب تشکیل گردید.

  • ۲۶ دی

محمدرضا شاه پهلوی ظاهراً به منظور معالجات پزشکی کشور را ترک کرد و دیگر به ایران بازنگشت. بعدها این روز را در تقویم ایران به‌عنوان روز فرار شاه نامیدند[۲].

وی در آخرین مصاحبه خود در خاک ایران (در فرودگاه مهرآباد) چنین گفت:

  • محمد رضا پهلوی: یک مدتی است که احساس خستگی می‌کنم و احتیاج به استراحت، ضمنا هم گفته بودم تا خیالم راحت بشود و دولت مستقر بشود بعد مسافرت خواهم کرد.
  • خبرنگار:اعلی حضرت چه مدت در مسافرت خواهند بود؟
  • محمد رضا پهلوی: بستگی به حالت مزاجی من می‌توانم بگویم دارد.
  • خبرنگار:نخستین نقطه‌ای که اعلی حضرت تشریف فرما می‌شوند کجا خواهد بود؟
  • محمد رضا پهلوی: فکر می‌کنم به آسوان (مصر) برای استراحت برویم و اولین نقطه اقامت ما در آسوان خواهد بود.
(در ادامه) :حرفی غیر از حس وضعیت مملکت و انجام وظیفه براساس میهن پرستی ندارم.

بهمن

  • ۳ بهمن

شورای سلطنت که برای حفظ نظام سلطنتی در ایران تشکیل شده بود منحل گردید.

  • ۴ و ۵ بهمن:

دولت بختیار به منظور جلوگیری از حضور سید روح‌الله خمینی در کشور به مدت سه روز فرودگاه‌های کشور را بسته اعلام کرد.

  • ۹ بهمن

فرودگاه مهرآباد بازگشایی شد.

  • ۱۲ بهمن
نوشتار اصلی: بازگشت آیت‌الله خمینی به ایران
آیت‌الله خمینی در فرودگاه مهرآباد از هواپیما پیاده می‌شود
    • ساعت ۹ و ۲۷ دقیقه و ۳۰ ثانیه آیت‌الله خمینی پس از پانزده سال تبعید وارد ایران شد.
    • فرمانداری نظامی بر اثر فشار مردم راه‌پیمایی و تظاهرات را برای ۳ روز آزاد اعلام کرد.
    • نظامیان مستقر در تلویزیون به طور ناگهانی پخش مراسم استقبال را قطع کردند.
    • آیت‌الله خمینی در بهشت زهرا حضور یافت و ضمن ادای احترام به شهدای انقلاب به سخنرانی پرداخت.
مسیر تقریبی آیت‌الله خمینی از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا (قبرستان اصلی تهران)
  • ۱۶ بهمن
    • بختیار گفت: هر کس اکثریت داشت حکومت می‌کند.
    • آیت‌الله طالقانی گفت: ما رهبران اسلامی داعیه حکومت نداریم.
  • ۱۷ بهمن
    • بر اساس پیشنهاد شورای انقلاب، سید روح‌الله خمینی دولت موقت را به مردم معرفی نمودند.
    • دولت موقت به ریاست مهندس مهدی بازرگان تشکیل گردید.
  • ۱۹ بهمن

نیروی هوایی ارتش با آیت‌الله خمینی پیمان بستند.[۳]

  • ۲۰ بهمن
    • طرفداران قانون اساسی با تجمع در استادیوم امجدیه (شهید شیرودی‌) دست به تظاهرات زدند.
    • ساعت ۹ شب سربازان گارد شاهنشاهی به پادگان نیروی هوایی در شرق تهران (خیابان دماوند) حمله نمودند.
  • ۲۱ بهمن
    • دولت بختیار زمان حکومت نظامی را افزایش داده و حکومت نظامی را از ساعت ۴ بعدازظهر اعلام نمود.
    • سید روح‌الله خمینی دستور شکستن زمان حکومت نظامی و حضور مردم در خیابان‌ها را صادر نمود.
  • ۲۲ بهمن

با اعلام بی‌طرفی تمامی نیروهای نظامی، حکومت سلطنتی ایران (پهلوی) پس از ۵۷ سال سقوط کرد.

اسفند

  • ۹ اسفند
    • بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی در ایران تأسیس شد.
    • به موجب فرمان سید روح‌الله خمینی، تمام اموال منقول و غیر منقول سلسله پهلوی و مقامات اسبق لشکری و کشوری، در اختیار بنیاد مستضعفان قرار گرفت.
    • بختیار در پیام تلفنی به مدرسه با امیر انتظام سخن گفت و تاکید کرد که بعد از ظهر برای دادن استعفا به ملاقات مهندس بازرگان می‌رود
  • ۱۰ اسفند
    • آیت‌الله خمینی تهران به مقصد قم ترک کرد ولی ۱۱ ماه بعد به علت بیماری قلبی در ۲ بهمن ۱۳۵۸ به تهران بازگشت.
    • مدیر عامل شرکت نفت اعلام داشت واژه کنسرسیوم از فرهنگ ایران حذف می‌شود.
  • ۱۴ اسفند

کمیته امداد (یکی از نهادهای انقلابی) به دستور سید روح‌الله خمینی به منظور انجام امور عام‌المنفعه تشکیل شد.

  • ۱۷ اسفند

در سرمای سخت و بارش برف هزاران زن در تهران تظاهراتی به مناسبت روز زن بر پا داشتند که در عمل به تظاهرات ضد حجاب تبدیل شد. این تظاهرات که در دانشگاه تهران بر پا شده بود و به پیشنهاد سخن رانان به راهپیمایی انجامید؛ اما در میدان ولی‌عصر گروهی از مردان و زنان مسلمان راه را بر راهپیمایان که عموماً بی حجاب بودند بستند و کار به زد و خورد کشید.

وقایع سال ۱۳۵۸

  • ۱۲ فروردین

در این روز مردم ایران در یک همه‌پرسی به و به دعوت آیت‌الله خمینی شرکت کردند و با اکثریت قاطع (بیش از ۹۸ درصد) به جمهوری اسلامی (به عنوان نظام حکومتی آینده) رای دادند.

  • ۱۸ فروردین

امیر عباس هویدا، نخست وزیر سابق ایران در دوران شاه با حکم صادق خلخالی قاضی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد اما قبل از اتمام دادگاه در وقت تنفس به قتل رسید. همچنین بیش از ۲۰۰ تن از مقامات بلند پایه رژیم سابق در خلال دو ماه بعد از انقلاب طی حکمهای دادگاه‌های انقلاب اعدام گشتند.[۴][۵]

  • ۱۳ آبان
نوشتار اصلی: اشغال سفارت آمریکا

در این روز دانشجویان پیرو خط امام به سفارت آمریکا در تهران حمله کردند و افراد حاضر در سفارت را به گروگان گرفتند.

  • ۵ بهمن

ابوالحسن بنی‌صدر به عنوان اولین رییس جمهور ایران انتخاب شد و حکم ریاست جمهوری خود را در بیمارستان قلب تهران از آیت‌الله خمینی، که به علت بیماری در آن بستری بود، دریافت کرد.

برخوردهای ماه‌های بعد

هنگامی که سید روح‌الله خمینی با یک استدلال حقوقی، مجاهدین خلق را به سبب عدم اعتقاد به قانون اساسی از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ایران منع کرد، حضور گسترده و نظامی این گروه در سطح شهرها آغاز شد و در پی آن درگیری‌های کوچک و بزرگی با گروه‌های حزب‌اللهی آغاز گشت، این خشونت‌ها و درگیری‌های مشابه دست کم ۲۸ ماه به طول انجامید که منجر به خسارات جانی و مالی فراوان شد.[۶]

آماری از برخوردهای بین ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تا ۳۰ خرداد ۱۳۶۰

  • آشوب‌های شهری ۳۲۱ مورد، این آشوب‌ها خشونت‌هایی از درگیری در یک تجمع چند نفره با یکی دو زخمی تا خشونت‌های دامنه‌دار چند هفته‌ای مانند آشوب‌های مربوط به حزب خلق مسلمان یا انقلاب فرهنگی با دهها کشته و زخمی را شامل می‌شوند.[نیازمند منبع]
  • حمله به کتابخانه‌ها، کتابفروشی‌ها، دفاتر مطبوعاتی، مراکز فروش نشریات و مراکز دولتی ۱۲۹ مورد.
  • ترور، ۸۰ مورد.[نیازمند منبع]
  • بمب گذاری، ۵۷ مورد این بمب گذاری‌ها غیر از دهها مورد بمب گذاری خوزستان است که به‌وسیله دولت عراق و با به کارگیری مزدوران محلی صورت پذیرفته و تعداد آنها از خرداد تا نیمه آبان سال ۱۳۵۸ بالغ بر ۴۵ مورد است.[نیازمند منبع]

به این‌ها باید سه جنگ قومی بزرگ در کردستان، گنبد کاووس و خوزستان را که منجر به دخالت ارتش شدند، اضافه کرد تا مجموعا در اندکی بیش از ۲۸ ماه تعداد خشونت‌ها به ۵۹۰ مورد برسد و رقم بی سابقه‌ای را از نظر تعداد، گستره و تنوع اشکال خشونت ورزی درتاریخ معاصر ایران به ثبت برساند.[نیازمند منبع]

صدور انقلاب

اندیشه‌ای است امت گرا که بر پایه جهان‌بینی شکل می‌گیرد. هدف آن ایجاد یک اتحاد اسلامی راهبردی و فراگیر است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران و به وسیله انقلابیون اسلامگرا قوت گرفت.

  • پیش نیازها: زمانی که جهان بینی (در این مورد جهان بینی اسلامی) از کارکرد و اصالت بیشتری برخوردار شود زمینه برای صدور انقلاب محیا است٬که ایجاد این اصالت وکارکرد مشترک نیازمند ایجادآموزه‌های راهبردی مشترک است.
  • اهداف:

۱-ایجاد یکپارچگی فکری و سیاسی در بین ملل اسلامی (هم صدایی یا وحدت کلمه) .

۲-اعمال نظر بیشتر و کاراتر در عرصه موضوعات مهم بین المللی. (برای مثال دارا بودن حق وتوی مشترک برای کشورهای اسلامی) .

۳-ایجاد هویت یکپارچه به منظور تحقق اهداف سیاسی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و... مشترک. [۷] [۸]

  • عواقب: اعمال و اجرای این سیاست خارجی (گرچه صرفاً درمنطقه خاورمیانه) مخالفان سرسختی نیز داشته و دارد٬ این مخالفت‌ها تا این حد جدی است که بسیاری معتقدند حمایت اعراب از عراق در هنگام جنگ با ایران به دلیل هراس از عواقب احتمالی سیاست صدور انقلاب بود.

 

عملیات کربلای 5

عملیات کربلای 5
سنگینی شرایط دشوار پس از عملیات کربلای 4 ضرورت انجام عملیات دیگری را ایجاب  می کرد. عملیاتی که پیروزی آن تضمین شده باشد و ضمنا از جنبه نظامی و سیاسی بسیار ارزشمند باشد تا آثار نامطلوب عدم فتح کربلای 4 را جبران نماید. ارزشمند ترین منطقه موجود شلمچه بود که دشمن در آن مستحکم ترین مواضع و موانع را داشت، به طوری که عبور از آن ها غیر ممکن می نمود و با توجه به اصول نظامی شناخته شده و محاسبات کمی، ضریب موفقیت بسیار ناچیز بود و بالطبع تضمین پیروزی از سوی فرماندهان عملیات را غیر ممکن می ساخت؛ لیکن ضرورت غیر قابل انکار ادامه جنگ در آن موقعیت و لزوم تسریع در تصمیم گیری پس از عملیات کربلای 4 سبب گردید که صرفا برای انجام تکلیف و با امید به نصرت الهی، تمامی نیروهای خودی اعم از رزمنده و فرمانده برای عملیات بزرگ کربلای 5 آماده شوند.
هنگام انتخاب منطقه عملیات کربلای 5، آنچه اوضاع را پیچیده تر می کرد، این بود که:
1-    تنها انجام یک عملیات نمی توانست موثر باشد.
2-    به علاوه عملیات باید با پیروزی توام باشد.
3-    هم چنین سرعت عمل نیز نقش تعیین کننده ای در این عملیات داشت.
دشمن با توجه به اهمیت منطقه، زمین شرق بصره را مسلح به انواع موانع و استحکامات کرده بود و با  رها  کردن آب در منطقه، انجام هرگونه عملیاتی را غیر ممکن ساخته و فضای امنی را برای خود به وجود آورده بود تا بتواند حرکت هر نیروی مهاجم را قبل از دستیابی به خط اول خود سرکوب کند.
اولین خط دفاعی دشمن دژی بود که در یک سمت آن سنگرهای بتونی برای استراحت نیرو و در سمت مقابل، سنگرهای دیده بانی و تیربار با مهمات آماده و سنگرهای تانک احداث شده بود. این دژ، دشمن را از موقعیت ممتازی برای اشراف و تسلط کامل بر منطقه برخوردار  می کرد. در پشت خط اول چند موضع هلالی شکل احداث، که قطر هر یک به 300 الی 400 متر و ارتفاع آن به 5 تا 6 متر می رسید.
در پشت مواقع هلالی، برای تردد و استقرار تانک، جاده ساخته شده بود و به این وسیله تانک می توانست با استقرار روی مواضع مشخص شده، کل منطقه درگیری را زیر پوشش گلوله مستقیم و تیربار قرار دهد.
دومین خط دشمن به فاصله صد متر از خط اول و به موازات آن احداث، و سیل بندی بود به عرض 205 و ارتفاع 4 متر که دارای موضع پیاده، کانال مواصلاتی و مواضع تانک بود. این سیل بند از جنوب جاده شروع می شد و به سمت اروند ادامه داشت.
سومین خط دشمن، خاکریزی بود به موازات خط دوم و دارای مواضع پیاده و تانک که در جلوی آن کانال َمتروکه ای به عرض 4 و عمق 2 متر احداث شده بود. چهارمین رده دشمن در پشت نهر دوعیجی قرار داشت و شامل نهر، دژ و چندین موضع هلالی پی در پی، که بر توانایی دشمن برای مقابله و دفاع می افزود.
پنجمین رده دشمن در پشت نهر جاسم قرار داشت. ضمن آن که در حد فاصل خط چهارم و پنجم، قرارگاه دشمن، خصوصا قرارگاه تاکتیکی سپاه سوم (مقر فرماندهی لشکر11)، دارای مواضع مستحکمی بود و پدافند مستقل داشت. پس از خط جاسم تا کانال زوجی، مرکز توپخانه، لجستیک و عقبه لشکر 11 قرار گرفته بود و رده ششم و هفتم دشمن شامل کانال زوجی و مثلثی های غرب کانال زوجی بود. در منطقه شلمچه، دشمن زمین را به شکل پنج ضلعی درآورده بود. که از استحکامات بسیار پیچیده ای بر خوردار بود.
اهداف عملیات
منطقه شلمچه به لحاظ اهمیت سیاسی و نظامی آن، به عنوان یکی از معابر وصولی شهر بصره، همواره در زمره اهداف قوای نظامی جمهوری اسلامی ایران قرار داشت. در صورت تسلط بر این منطقه، جمهوری اسلامی می توانست برتری خود در جنگ را به اثبات برساند.
منطقه عملیات
منطقه عملیاتی شلمچه که در جنوب شرقی شهر مهم بصره قرار گرفته و تقریبا نزدیک ترین محور وصولی به این شهر به شمار می آید، به مناطق و محورهای زیر محدود می باشد:
- از شمال، به آب گرفتگی جنوب زید.
- از شرق، به دژ مرزی ایران و عراق.
- از جنوب، به رودخانه اروند و اروند صغیر.
- از غرب، به کانال زوجی و شهرهای تنومه و الحارثه.
این منطقه از تعداد زیادی نهر، کانال، خاکریز، جاده و .... تشکیل شده است که همه آن ها در بخش شمالی اروند قرار دارند. هم چنین، آب گرفتگیهای متعددی در این منطقه وجود دارند که از سوی ارتش عراق به عنوان موانعی در مقابل هر گونه نفوذ قوای جمهوری اسلامی ایجاد شده اند.
استعداد دشمن
منطقه عملیاتی در حوزه پدافندی سپاه سوم عراق بود و سه لشکر 11 پیاده، 5 مکانیزه و 3 زرهی در این منطقه مستقر بودند.
با شروع عملیات، تعداد دیگری از لشکرهای عراق به تدریج در منطقه عملیاتی حضور یافتند. این لشکرها عبارت بودند از:
الف –  پیاده:
- لشکرهای 2، 4، 7، 8، 22، 32، 14، 15، 25، 18، 30، 29، 27، 28، 33، 20 و 35
ب – زرهی:
- لشکر های 6، 10 و 12.
ج – مکانیزه:
- لشکر 1.
د – گارد ریاست جمهوری:
- لشکرهای 1، 2، 3 و6.
در ذیل، تمام یگان هایی که به منطقه کربلای 5 اعزام شدند، بر حسب تیپ آورده شده است:
الف –  پیاده:
- تیپ های 36، 4، 5، 29، 18، 19، 38، 39، 23، 22، 28، 45، 47، 48، 14، 44، 71، 72، 74، 75، 76، 78، 79، 81، 82، 83، 84، 88، 90، 91، 93، 94، 95، 96، 101، 102، 103، 105، 106، 107، 109، 111، 112، 113، 114، 116، 117، 118، 119، 120، 238، 412، 413، 417، 418، 421، 422، 423، 426، 428، 429، 430، 431، 435، 436، 437، 438، 439، 442، 443، 501 ، 502، 506،  603 ، 604،  605، 701، 702، 703، 704، 707، 801 و 805.
 ب – زرهی:
- تیپ های 34، 6، 12، 26، 30، 16، 17، 42، 37 و50 و گردان تانک لشکر 11 پیاده.
ج – مکانیزه:
- تیپ های 27، 8، 20، 15، 25، 24 و 46.
د – گارد ریاست جمهوری:
- تیپ های 4، 5، 6، 7، 8، 16، 17 پیاده، 2 و 10 زرهی، 3 نیروی مخصوص و 11 کماندو.
هـ –  نیروهای مخصوص:
- تیپ های 65، 66 و 68.
و – کماندو:
- تیپ های 1، 2 و 3 ستاد کل، هفت تیپ کماندویی از سپاه های هفت گانه و پنج گردان مستقل کماندو.
ز – توپخانه:
- 46 گردان.
قوای خودی
براساس موجودی 200 گردان نیرو، نحوه رزم به شکل زیر طراحی شد:
قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) به عنوان قرارگاه مرکزی.
قرارگاه کربلا تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
- لشکر 25 کربلا.
- لشکر 41 ثارالله (ع).
- لشکر 31 عاشورا.
- تیپ مستقل 33 المهدی (عج).
- تیپ مستقل 18 الغدیر.
- تیپ مستقل 48 فتح.
قرارگاه نجف تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء(ص)  هدایت نیروهای زیر را بر عهده داشت:
- لشکر 17 علی بن ابی طالب (ع).
- لشکر 5 نصر.
- لشکر 105 قدس.
- لشکر 155 ویژه شهدا.
- لشکر 21 امام رضا (ع).
- تیپ مستقل 57 حضرت ابوالفضل (ع).
- تیپ مستقل 12 قائم (عج).
قرارگاه قدس تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء(ص)  هدایت نیروهای زیر را بر عهده داشت:
- لشکر 27 محمد رسول الله (ص).
- لشکر 7 ولی عصر (عج).
- لشکر 8 نجف اشرف.
- لشکر 14 امام حسین (ع).
- لشکر 32 انصارالحسین (ع).
- تیپ مستقل 44 قمربنی هاشم (ع).
هم چنین، گردان مستقل 38 زرهی ذوالفقار، تیپ 20 زرهی رمضان و تیپ توپخانه 15 خرداد تحت امر قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) بودند. در مجموع، 24 گردان توپخانه، آماده آتش وجود داشت.
در جریان عملیات نیز قرارگاه عملیاتی نوح و تیپ های مستقل 110 خاتم الانبیاء(ص) و 22 بدر به نیروهای عمل کننده ملحق شدند.
شرح عملیات
در آستانه شروع عملیات، با توجه به محدودیت زمان، آخرین اقدامات شامل جابه جایی و نقل و انتقال نیروها و امکانات، تکمیل بحث مانور عملیات و غیره انجام گرفت و نیروهای زرهی و توپخانه نسبت به ماموریت اصلی و گروه های مواصلاتی برای اجرای آتش و مانور توجیه شدند.
و با توجه به تجارب عملیات کربلای 4، ابهام نسبت به میزان هوشیاری دشمن موجب شده بود که کلیه تحرکات دشمن تا قبل از آغاز درگیری کنترل شود. اجرای آتش کاتیوشا در داخل حوضچه لشکر 41 ثارالله و خسارت های وارده، به میزان حساسیت ها افزود. از سوی دیگر، افزایش تردد خودروهای دشمن به سمت منطقه فاو، این تصور را تقویت کرد که دشمن قصد حمله به فاو را دارد. اما هم چنان نسبت به میزان هوشیاری دشمن در منطقه شلمچه ابهام و تردید وجود داشت و هیچ گونه نتیجه مشخصی ارایه نمی شد. در این حالت، نیروها در انتظار صدور فرمان حمله از سوی فرماندهی کل در شرق بصره بودند. با توجه به نور مهتاب، ساعت شروع حمله،  2 بامداد روز 19/10/1365 تعیین شده بود. اما نظر به محدودیت زمان برای شکستن خط و پاکسازی و تثبیت آن، مقرر شد که نیروها با استفاده از نور مهتاب حرکت کنند و در پشت مواضع دشمن در انتظار صدور فرمان حمله بمانند.
پس از نیمه شب، که نور مهتاب منطقه را روشن کرده بود، درگیری در برخی محورها آغاز شد. که این خود بر نگرانی مبنی بر هوشیاری دشمن افزود: با این که تا غروب نور مهتاب هنوز زمان زیادی باقی مانده بود، از سوی فرمانده صحنه نبرد، سردار سرلشکر محسن رضایی، در ساعت 1:35 بامداد فرمان حمله با رمز مقدس یا زهرا(س) صادر شد و بدین ترتیب برادران بسیجی و سپاهی یورش خود را به عظیم ترین و پیچیده ترین استحکامات دشمن در شرق بصره آغاز کردند. خبرهای واصله به قرارگاه کربلا حاکی از پیشروی در محورهای مختلف و شکسته شدن خط دشمن بود، از این رو اطمینان به غافلگیری دشمن به وجود آمد و ابهامات مبنی بر عدم امکان شکسته شدن خطوط دشمن نیز بر طرف شد.
پس از اطمینان عبور از خط، تلاش برای پاکسازی، الحاق و تثبیت آغاز شد. و چون الحاق لشکر 25 کربلا به لشکر 31 عاشورا نقش تعیین کننده ای در تصرف پوزه کانال پرورش ماهی و باز شدن عقبه خشکی نیروهای عبور کننده از کانال داشت، مورد تایید قرار گرفت.
هم چنین الحاق لشکر 19 فجر و لشکر 31 عاشورا در منطقه 5 ضلعی نیز حایز اهمیت بود و ضمن این که ضرورت پاکسازی قرارگاه تیپ دشمن در منطقه 5 ضلعی، همواره به یگان های عمل کننده در منطقه گوشزد می شد. در واقع الحاق یگان های محور 5 ضلعی و محور  کانال ماهی و نیز شکستن مقاومت دشمن در قرارگاه فرماندهی تیپ در 5 ضلعی، دو مساله اساسی بود که فرماندهی قرارگاه کربلا می بایست تدابیر لازم را برای انجام آن اتخاذ می کرد. علاوه بر آن ، منطقه جناح راست عملیات نیز بایستی تثبیت می شد.
دشمن پس از عملیات کربلای 4، براساس این تحلیل که ایران فعلا قادر به عملیات نیست، توجه خود را به بازپس گیری فاو معطوف کرده بود.
عراقی ها می پنداشتند، ایران در برابر یک تهاجم سنگین در منطقه فاو قادر به مقاومت نیست و تلاش های گسترده دشمن، به ویژه جابه جایی و انتقال نیرو و توپخانه به فاو، تماما حاکی از آمادگی دشمن برای حمله به منطقه فاو بود. اما انجام عملیات در منطقه کربلای 5، آن هم در مقیاس گسترده ، موجب گردید عملیات در فاو منتفی و نیرو و امکانات دشمن به منطقه شرق بصره اعزام شود. در واقع دشمن ضمن غافل گیر شدن نسبت به عملیات شرق بصره از نظر زمان و مکان در مورد تاکتیک ویژه عملیات که عمدتا معطوف به عبور از منطقه آب گرفتگی و کانال پرورش ماهی و حرکت از شمال به جنوب در پشت مواضعش بود، غافلگیر شد.
مرحله اول عملیات
محور های اصلی تلاش های قرارگاه کربلا، شامل خروج از 5 ضلعی، تثبیت سرپل غرب کانال پرورش ماهی و باز کردن جاده شلمچه بود. هدف از این تلاش ها تصرف منطقه مورد نظر، تامین جای پا و فراهم کردن شرایط برای تثبیت منطقه و هم چنین تحویل خط به  قرارگاه های قدس و نجف اشرف بود. تدبیر قرارگاه این بود که جناح راست منطقه عملیات توسط تیپ 18 الغدیر و لشکر 33 المهدی(عج) تثبیت شود و سرپل غرب کانال پرورش ماهی با الحاق لشکر 41 ثارالله به لشکر 25 کربلا تامین گردد. هم چنین برای خروج از 5 ضلعی، علاوه بر تلاش برای پاکسازی مقر تیپ دشمن درمنطقه و الحاق لشکر 19 فجر به 31 عاشورا، نسبت به الحاق لشکر 31 به لشکر 25 در مثلثی پوزه کانال پرورش ماهی، نیز تاکید می شد، زیرا علاوه بر باز شدن عقبه خشکی نیروهای غرب کانال پرورش ماهی، شرایط را برای پیشروی در عمق، توسط قرارگاه قدس، با تامین جناح راست این قرارگاه، فراهم نماید. هم چنین باز کردن جاده شلمچه توسط لشکر 10 سید الشهدا (ع) – که شرایط را برای عبور دو قرارگاه قدس و نجف فراهم می کرد – از سوی فرماندهی عملیات دنبال می شد. فشارهای دشمن ابتدا معطوف به باز پس گیری منطقه سرپل غرب کانال پرورش ماهی با تاکید به جناح راست منطقه عملیات و به منطقه سرپل بود. مقاومت قرارگاه تیپ دشمن در منطقه 5 ضلعی و مقابله با الحاق لشکرهای 31 عاشورا و 25 کربلا در پوزه کانال پرورش ماهی نیز بدین منظور انجام می گرفت که با ایجاد تاخیر در این الحاق بتواند با پاکسازی منطقه سرپل و عقب راندن نیروهای خودی از این منطقه، گسترش عملیات را مهار کند.
مرحله دوم عملیات
بعد از گذشت 24 ساعت از آغاز حمله، با وارد کردن قرارگاه قدس و نجف به صحنه نبرد، عملیات  شدت گرفت. هدف تشدید فشار بردشمن برای بازشدن جاده شلمچه و گسترش عملیات بود. در مرحله دوم، دشمن کاملا هوشیار بود و نیروهای خودی نیز طی 24 ساعت درگیری مداوم خسته به نظر می رسیدند. به همین دلیل، اهداف مورد نظر تامین نشد. هم چنین  افزایش فشار دشمن در روز دوم و ناکامی در مرحله دوم، موجب گردید تا نسبت به پشتیبانی عملیات توسط نیروی هوایی و هوانیروز اقدام شود. ادامه مقاومت در غرب کانال پرورش ماهی و تلاش برای خروج از 5 ضلعی و باز شدن جاده شلمچه ، هم چنان در تدبیر و تداوم عملیات مورد نظر بود.
در این شرایط، فشار دشمن در غرب کانال پرورش ماهی به شدت افزایش یافت، که با  عقب راندن نیروهای ایران از منطقه سرپل مانع توسعه و تأمین عملیات گردید.
از روز دوم عملیات، با انتقال امکانات و نیروهای دشمن از منطقه فاو، فشار عراقی ها روی عقبه نیروهای ایرانی با افزایش بمباران تشدید شد، به گونه ای که پیوسته از سوی قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) نسبت به تامین پدافند منطقه، پیگیری و تلاش می شد. تشدید فشارهای دشمن و عدم پیشروی به سمت اهداف مورد نظر، کلیه دستاوردهای مرحله اول عملیات نیز در معرض تهدید قرار گرفت و شب سوم، عملیات در شرایط سرنوشت سازی قرار گرفت.
شرایط ویژه الحاق لشکر 25 کربلا و لشکر 27 محمد رسول الله (ص) در غرب کانال پرورش ماهی، این امیدواری را به وجود آورد که با توجه به موفقیت یگان های یاد شده در غرب کانال، سرپل در برابر فشارهای دشمن تثبیت شود.
باز شدن جاده شلمچه و فراهم شدن زمینه ورود قرارگاه قدس و نجف به منطقه، به ویژه پیشروی لشکر 8 نجف و لشکر 14 امام حسین (ع) از قرارگاه قدس نیز این مکان  را به وجود آورد که با توسعه وضعیت از تمرکز فشار دشمن در برخی محورها، از جمله در منطقه سرپل غرب کانال ماهی کاسته شود.
پیشروی در منطقه قرارگاه نجف گرچه با کندی صورت گرفت، اما این امکان را به وجود آورد که با پیشروی تدریجی در منطقه جنوب عملیات، جناح چپ قرارگاه قدس تامین شود. هم چنین جناح راست منطقه عملیات توسط قرارگاه کربلا تثبیت گردد و چنین تدبیر شد که با اقدامات مهندسی از هر گونه پیشروی دشمن جلوگیری شود تا عقبه یگان های مستقر در غرب کانال از هر گونه تهدید در امان باشند .
در شب چهارم، مجدداً به منظور تکمیل اهداف عملیات، همان مانور دنبال شد و با توجه به وضعیت کلی عملیات، تلاش اصلی بر روی قرارگاه های قدس و نجف متمرکز گردید. ورود لشکر 5 نصر به جزیره بوارین و در هم شکستن استحکامات دشمن، بخشی از موفقیت های حاصله بود.
طی درگیری های شب و روز پنجم، گر چه اهداف مورد نظر کاملا تحقق نیافت، لیکن ناتوانی دشمن از عقب راندن نیروهای اسلام از منطقه سرپل غرب کانال و ممانعت از پیشروی در جاده شلمچه، نشانه ای از امیدواری نسبت به تثبیت منطقه بود.
پیچیدگی زمین، وجود موانع طبیعی، مقاومت دشمن و سایر عوامل موجب شد تا پیشروی در محورهای مختلف با کندی انجام گیرد، از این رو در تدبیر کلی عملیات تاکید بر اقدامات مهندسی، به منظور تثبیت منطقه و هم چنین استفاده از آتش برای در هم کوبیدن مقاومت دشمن، مورد توجه قرار گرفت.
طی شب و روز ششم و هفتم علاوه بر پیشروی در برخی محورها، تلاش قابل ملاحظه ای نسبت به دفع حملات دشمن در غرب کانال پرورش ماهی انجام گرفت. تشدید فشار دشمن و خبرهای واصله برگزاری جلسه فرماندهان دشمن، این احتمال را تقویت کرد که دشمن در  آستانه تصمیم گیری اساسی می باشد. در واقع تلاش های دشمن طی چند روز و ناکامی در عقب راندن مدافعان ایران اسلامی و یا متوقف نمودن آن ها؛ نشانه ناتوانی دشمن ارزیابی می شد در چنین شرایطی رژیم عراق می بایست با توجه به ارزش سیاسی – نظامی زمین منطقه، نسبت به بازپس گیری آن تلاش، و تلفات انبوهی را متحمل شود و یا این که حفظ نیرو را بر حفظ زمین ترجیح دهد عقب نشینی کند.
سرانجام پس از هشت شبانه روز نبرد در منطقه شرق نهر جاسم، دشمن به خاطر حفظ نیروهایش از منطقه شرق نهر جاسم عقب نشینی کرد.
ضرورت تعقیب دشمن و پیشروی در عمق منطقه شرق بصره، تداوم عملیات را به عنوان یک اصل اساسی مورد تاکید قرار می داد. ادامه فشار نظامی بر عراق می توانست بر  دست آوردهای عملیات و کسب امتیاز و پیروزی سیاسی جمهوری اسلامی در جنگ بیافزاید. اما با عنایت به درگیری طولانی با دشمن و عدم تامین امکانات و تجهیزات مورد نیاز برای ادامه عملیات از یک سو و عکس العمل شدید دشمن از شب دهم عملیات به بعد، باعث شد که با وجود یک هفته درگیری درنهر جاسم و تصرف سرپل، عملیات متوقف شود تا یگان ها پس از بازسازی و تهیه امکانات مورد نیاز به نبرد ادامه دهند.
نتایج عملیات کربلای 5
عبور از موانع نفوذ ناپذیر دشمن در شرق بصره و حضور در حومه این شهر به گونه ای اهمیت یافت که متعاقب این عملیات:
- موقعیت سیاسی و نظامی عراق تضعیف شد و در نتیجه حملات گسترده این کشور به مراکز اقتصادی، صنعتی و مسکونی ایران بار دیگر آغاز شد.

- اوضاع جبهه های نبرد به سود قوای نظامی ایران تثبیت شد و سپاه پاسداران یکی از ارزنده ترین تجارب نظامی خود را کسب کرد.
- تلاش های بین المللی برای پایان دادن به جنگ افزایش یافته و به تصویب قطعنامه598، که در آن برای اولین بار تا حدودی نظریات جمهوری اسلامی ایران لحاظ شده بود، در شورای امنیت سازمان ملل انجامید.
- حضور گسترده نظامی امریکا و متحدین او در خلیج فارس آغاز شد و یکی از هواپیماهای مسافربری ایران توسط ناوگان امریکا ساقط گردید.
- تعدادی از حجاج بی دفاع ایران توسط رژیم سعودی به شهادت رسیدند.
آخرین آمار انهدام نیروی دشمن از شروع عملیات کربلای 5 تا پس از عملیات تکمیلی کربلای 5 به شرح زیر است:
1-    مناطق و تاسیسات آزاد شده:
- 12 کیلومتر پیشروی به طرف بصره و آزاد کردن 150 کیلومتر مربع.
- آزاد سازی پاسگاه های بوبیان، شلمچه، کوت سواری و خین.
- آزاد سازی 14 کیلومتر از جاده آسفالته شلمچه – بصره.
- آزاد سازی جزایر بوارین، فیاض و ام الطویل.
- آزاد سازی 11 قرارگاه تیپ ارتش عراق.
- آزاد سازی روستاهای خرنوبیه، سعیدیه، حنین، سلیمانیه، هسجان، جاسم.
- عبور از کانال ماهی گیری، نهر دوعیجی و جاسم.
- استقرار در 10 کیلومتری بصره.
- تصرف دریاچه بوبیان و بخشی از کانال ماهی.
2-    تجهیزات منهدم شده دشمن:
- بیش از 80 فروند هواپیما.
- 700 دستگاه تانک و نفربر.
- 250 قبضه توپ صحرایی و ضد هوایی.
- صدها قبضه انواع ادوات نیمه سنگین.
- 1500 دستگاه خودرو.
- 400 دستگاه انواع ادوات مهندسی و رزمی.
- مقدار زیادی سلاح سبک و مهمات.
در این عملیات 81 تیپ و گردان مستقل دشمن منهدم و 24 تیپ و گردان مستقل نیز آسیب کلی دیدند و تعداد 40 هزار نفر کشته یا زخمی و 270 نفر نیز اسیر شدند.
بازتاب عملیات کربلای 5
شکستن خطوط و استحکامات و پیشروی در شرق بصره، توانایی ها و قابلیت های نظامی عراق را بار دیگر، زیر سؤال برد، چنان که روزنامه آبزِرِور چاپ پاریس به نقل از کارشناسان غربی نوشت: «برای اولین بار از آغاز جنگ تاکنون، ناظران و کارشناسان غربی در مورد امکانات دفاعی عراق دچار تردید شده اند.»
هم چنین تاکید بر توانایی نظامی ایران، بخشی دیگری از تحلیل های ارایه شده در رسانه های خبری بود، چنان که رادیو بی. بی. سی  طی تحلیل در همین زمینه، با توجه به تجربه سپاه درعملیات فاو و عبور از رودخانه اروند، ضمن اشاره به عبور از منطقه آب گرفتگی و کانال پرورش ماهی در عملیات کربلای 5 گفت: «موفقیت ایران در عبور از دریاچه ماهی، یک بار دیگر توانایی ایران در عبور از آبراه ها را نشان می دهد.» هفته نامه نیوزویک نیز ضمن تاکید بر پیروزی ایران در عملیات کربلای 5، بر شرایط پیروزی ایران بر عراق اشاره کرد:
«تهاجم ایرانی ها در نزدیکی بصره، حداقل یک چیز را در خصوص جنگ ایران و عراق تغییر داده و آن این مساله است که برای اولین بار طی چند سال گذشته، این احتمال را که یک طرف حقیقتاً بر دیگری پیروز شود، مطرح ساخته است.»
نوشته شده توسط مدیریت: ایمان سلاجقه در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 ساعت 11:21 قبل از ظهر | لینک ثابت | نظر بدهید

Imageعمليات‌ كربلاي‌4

؛ شكست‌ طلسم‌ خط‌ استحكام‌ دشمن
‌ سال‌- 1365 سال‌ ششم‌ جنگ‌-  به‌ نام‌ سال‌ «سرنوشت» شناخته‌ مي‌شود. فرماندهان‌ سپاه‌ پاسداران‌ توانسته‌ بودند براي‌ نخستين‌ بار300  گردان‌ رزمي‌ را براي‌ اجراي‌ يك‌ طرح‌ بزرگ‌ تدارك‌ ديده‌ و گردهم‌ آورند. در اين‌ گردهمايي‌ چهار قرارگاه‌ «نوح7)»)، «نجف»، «كربلا» و «قدس» در جنوبي‌ترين‌ نقاط‌ خط‌ نبرد با عراق‌ تجمع‌ كرده‌ بودند تا پس‌ از ده‌ ماه‌بسيج‌ امكانات‌ كشور با عمليات‌ «كربلاي4»- كه‌ در طول‌ دوران‌ پيش‌ از آن‌ بي‌سابقه‌ بود- شهر بصره‌ را از طرف‌ جنوب‌ تهديد كرده‌ و عملاً‌ به‌ سقوط‌ بكشانند. 

  در نقشه‌ فرماندهان‌ ايراني‌ بنا بود اين‌ كار با تصرف‌ جزاير «ام‌الرصاص» و «ابوالخصيب» عراق‌ و محاصره‌ نيروهايي‌ كه‌ در شبه‌ جزيره‌ «فاو» پراكنده‌ بودند، انجام‌ پذيرد.
سرانجام‌ در سحرگاه‌3  دي‌ ماه‌1365  نيروهاي‌ عمل‌ كننده‌ در قالب‌ يگان‌هاي‌ متعدد زرهي، پياده‌ و غواص‌ از رودخانه‌ اروند گذشته‌ و به‌ مواضع‌ قواي‌ عراقي‌ حمله‌ بردند، اما دشمن‌ با بهره‌گيري‌ از اطلاعات‌ ماهواره‌اي‌ آمريكا و آگاهي‌ از حساسيتي‌ كه‌ خود و ايراني‌ها برروي‌ شاهراه‌ بصره‌ در اين‌ منطقه‌ داشتند، از انجام‌ چنين‌ عملياتي‌ بو برده‌ و شروع‌ به‌ تكهاي‌ ضد غواص‌ و شناور و بمباران‌ عقبه‌ يگان‌هاي‌ ايراني‌ نمود.
از اينرو عملا كار حمله‌ با مشكل‌ رو به‌ رو شد. با اين‌ حال‌ نيروهاي‌ رزمنده‌ ايران‌ در همان‌ شب‌ نخست‌ عمليات‌ كه‌ با رمز  محمد رسول‌ الله‌(9)  به‌ قلب‌ دشمن‌ زده‌ بودند، در جزاير «ام‌الرصاص»، «ام‌البابي» و «بلجانيه»، «سهيل» و «قطعه» نفوذ كردند، اما عراقي‌ها با همان‌ اطلاعاتي‌ كه‌ آمريكايي‌ها در تلافي‌ رسوايي‌ جريان‌ ايران‌ گيت‌ در اختيارشان‌ قرار داده‌ بود، كاملا در وضعيت‌ كمين‌ و آماده‌ باش‌ به‌ سر مي‌بردند. به‌ همين‌ دليل‌ برنامه‌ موج‌ دوم‌ و سوم‌ نيروهاي‌ غواص‌ و قايق‌ سواران‌ ايران‌ را با شليك‌ حجم‌ سنگيني‌ از تير و گلوله‌ بر معابر تنگه‌ ام‌الرصاص‌ و بوارين‌ به‌ هم‌ زدند و مانع‌ پيشروي‌ و حتي‌ استقرار آنها بر خطوط‌ تازه‌ تصرف‌ شده‌ گرديدند.
اين‌ حالت‌ تدافعي‌ عراق‌ در9  رده‌ از موانع‌ طبيعي‌ و مصنوعي‌ چيده‌ شده‌ بود، تا آنجا كه‌ كار بر رزمندگان‌ خودي‌ سخت‌ و ناممكن‌ گشت. تنها چاره‌ در پيش‌ روي‌ فرماندهان‌ جنگ، جلوگيري‌ از تلفات‌ بيشتر با عدم‌ اصرار بر ادامه‌ عمليات‌ پس‌ از دو روز مبارزه‌ طاقت‌فرسا بود تا در فرصتي‌ بهتر (يعني‌ كربلاي‌ پنج، كه‌ ابتدا تلاش‌ فرعي‌ بود و به‌ تلاش‌ اصلي‌ تبديل‌ شد) ضربه‌ كاري‌ و مستقيم‌تري‌ بر ماشين‌ جنگي‌ صدام‌ وارد آيد. 
در اين‌ عمليات‌ كه‌ رزمندگان‌ ايراني‌ از خطوط‌ چند لايه‌ و دژهاي‌ آبي‌ گذشته‌ بودند و جنگ‌ به‌ خشكي‌ كشيده‌ شده‌ بود، براي‌ نخستين‌ بار خط‌ طرح‌ مستحكم‌ موانع‌ دشمن‌ در محور شلمچه‌ شكسته‌ شد. عمليات‌ كربلاي‌4  كه‌ در خطرناكترين‌ و حساس‌ترين‌ خط‌ نبرد ايران‌ و عراق‌ صورت‌ گرفت، در همان‌ زمان‌ كوتاه‌ خود، خسارات‌ سنگيني‌ را بر دشمن‌ وارد كرد. سقوط‌ سه‌ فروند از هواپيماهاي‌ روسي‌ دشمن، انهدام‌ ده‌ها دستگاه‌ تانك‌ و100  دستگاه‌ خودرو سبك‌ و سنگين‌ به‌ همراه‌ انبوهي‌ از ادوات‌ و تجهيزات‌ نظامي‌ و نابودي‌6  تيپ‌ و يك‌ گروهان‌ تانك‌ و شمار7060  تن‌ كشته‌ و زخمي‌ و اسير از افسران‌ و سربازان، تلفات‌ و خساراتي‌ بود كه‌ پس‌ از عمليات‌ كربلاي4 كه‌ به‌ فاصله‌ دو هفته‌ پيش‌ از كربلاي‌5  انجام‌ شد، روي‌ دست‌ فرماندهان‌ ارتش‌ عراق‌ باقي‌ ماند.

  نام‌ عمليات:  كربلاي‌ 4 (آبي‌ -   خاكي) 
زمان‌ اجرا: 3/10/1365
مدت‌ اجرا: 2 روز 
تلفات‌ دشمن‌: ۷۰۶۰ كشته، زخمي‌ و اسير
رمز عمليات: محمد رسول‌ الله
مكان‌ اجرا: جزاير دهانه‌ شمال‌ غربي‌ خليج‌ فارس‌ -   جنوبي‌ترين‌ محور جنگ‌
ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده:  رزمندگان‌سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌
اهداف‌ عمليات: تهديد شهر بصره‌ از سمت‌ جنوب‌ و تصرف‌ جزيره‌ ام‌ الرصاص‌ و ابوالخطيب‌ عراق‌ و محاصره‌ نيروهاي‌ دشمن‌ در شبه‌ جزيره‌

 

اول محرم - ورود امام حسين(ع) و يارانش به عراق

روزشمار محرم

اول محرم - ورود امام حسين(ع) و يارانش به عراق

امروز نخستين روز از حماسه اي است که تا به امروز جاودانه باقي مانده است.

در اول محرم الحرام سال 61 هجري قمري، امام حسين (ع) در مسير حرکت تاريخي خويش، پس از ورود به عراق در مکاني به نام شراف منزل کردند. در اين مکان، بنا به فرمان امام، يارانشان ذخيره اي از آب فراهم آوردند و سپس راه خود را ادامه دادند.

در اواسط روز، اسب ها و نيزه هاي دشمن از دور پديدار شد و امام حسين (ع) به ياران خويش فرمان دادند تا در مکاني امن پناه گيرند. سپاه دشمن به فرماندهي حر بن يزيد رياحي آمده بودند تا راه را بر امام حسين بسته و آنان را به شهادت رسانند. اما در مقابل، امام بزرگوار به ياران خويش امر کردند تا آنان را از آب سيراب کنند.

پس از آن به هنگام نماز، حر و سپاهش به امام حسين(ع) اقتدا کرده و نماز گزاردند.

حر، اگر چه تحت تاثير سخنان و رفتار مهر آميز و انساني سالار شهيدان حضرت امام حسين(ع) قرار گرفته بود؛ اما همچنان در انديشه انجام ماموريت خود بود. از اين رو به تعقيب امام حسين(ع) ادامه داد، اين نخستين روز از حماسه اي بود که تا به امروز جاودانه باقي مانده است.

پیام رهبر معظم انقلاب درباره مصیبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه (۱۳۸۷/۱۰/۰۸ - ۱۳:۴۳)

پیام رهبر معظم انقلاب درباره مصیبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه (۱۳۸۷/۱۰/۰۸ - ۱۳:۴۳)
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی درباره مصیبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه به دست صهیونیستهای جنایتکار، ضمن محکوم کردن شدید همدستی ننگین دولت جنایتکار بوش با صهیونیستها، سکوت و بی اعتنایی سازمانهای جهانی و برخی دولتهای عربی را زمینه ساز این جنایات خواندند و با اعلام روز دوشنبه (فردا) به عنوان عزای عمومی همه مجاهدان فلسطینی، ملتهای مسلمان و آزادیخواه، علما، روشنفکران و رسانه های جهان اسلام را به ادای مسئولیت بسیار سنگین خود در مقابله با جنایات صهیونیزم خونخوار فراخواندند.
متن پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
جنایت هولناك رژیم صهیونیستی در غزه و قتل‌عام صدها مرد و زن و كودك مظلوم، بار دیگر چهره‌ی خونخوار گرگهای صهیونیست را از پشت پرده‌ی تزویرِ سالهای اخیر بیرون آورد و خطر حضور این كافر حربی را در قلب سرزمینهای اُمت اسلام، به غافلان و مسامحه‌كاران گوشزد كرد. مصیبت این حادثه‌ی هولناك برای هر مسلمان بلكه برای هر انسان با وِجدان و با شرف در هر نقطه‌ی جهان بسی گران و كوبنده است، ولی مصیبت بزرگتر سكوت تشویق‌آمیز برخی دولتهای عربی و مدّعی مسلمانی است. چه مصیبتی از این بالاتر كه دولتهای مسلمان كه باید در برابر رژیم غاصب و كافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمایت میكردند، رفتاری پیشه كنند كه مقامات جنایتكار صهیونیست، گستاخانه آنها را هماهنگ و موافق با این فاجعه‌آفرینیِ بزرگ معرفی كنند؟
سران این كشورها چه جوابی در برابر رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله خواهند داشت؟ چه جوابی به ملتهای خود كه یقیناً عزادار این فاجعه‌اند خواهند داد؟ به یقین امروز دل مردم مصر و اردن و سایر كشورهای اسلامی از این كشتار، پس از آن محاصره‌ی طولانی غذائی و داروئی لبالب از خون است.
دولت جنایتكار بوش در واپسین روزهای حكمرانی ننگین خود با همدستی در این جنایت بزرگ، رژیم آمریكا را بیش از پیش روسیاه كرد و پرونده‌ی جرائم خود را به عنوان جنایتكار جنگی قطورتر ساخت. دولتهای اروپائی با بی‌تفاوتی و شاید همراهی خود در این فاجعه‌ی بزرگ،‌ یكبار دیگر دروغ بودن ادعاهای طرفداری از حقوق بشر را ثابت كردند و شركت خود در جبهه‌ی ضدیت با اسلام و مسلمین را نشان دادند. اكنون سئوال من از علماء و روحانیون جهان عرب و رؤسای ازهر مصر این است كه آیا هنگام آن نرسیده است كه برای اسلام و مسلمین احساس خطر كنید؟ آیا هنگام آن نرسیده است كه به واجب نهی از منكر و كلمةُ حقٍ عندَ امامٍ جائر عمل كنید؟
آیا عرصه‌ی دیگری عریان‌تر از آنچه در غزه و فلسطین در جریان است در همدستی كُفار حربی با منافقان امّت برای سركوب مسلمانان لازم است، تا شما احساس تكلیف كنید؟
سئوال من از رسانه‌ها و روشنفكران جهان اسلام و بویژه جهان عرب آن است كه تا چه هنگام به مسئولیت رسانه‌ئی و روشنفكری خود بی‌تفاوت خواهید ماند؟ آیا سازمانهای حقوق بشرِ رسوای غرب و شورای باصطلاح امنیت سازمان ملل بیش از این هم ممكن است رسوا شوند؟
همه‌ی مجاهدان فلسطین و همه‌ی مؤمنان دنیای اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بی‌دفاع غزه‌اند و هر كس در این دفاع‌ مشروع و مقدس كشته شود شهید است و امید آن خواهد داشت كه در صف شهدای بدر و اُحد در محضر رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ محشور شود.
سازمان كنفرانس اسلامی باید در این شرائط حساس به وظیفه‌ی تاریخی خود عمل كند و جبهه‌ی یكپارچه‌ئی به دور از ملاحظه‌كاری و انفعال، در برابر رژیم صهیونیستی تشكیل دهد. باید رژیم صهیونیستی به وسیله‌ی دولتهای مسلمان مجازات شود. سران آن رژیم غاصب باید به جرم این جنایت و نیز محاصره‌ی طولانی مدّت، شخصاً محاكمه و مجازات شوند.
ملّتهای مسلمان میتوانند با عزّم راسخ خود این مطالبات را تحقّق بخشند و وظیفه‌ی سیاستمداران و علما و روشنفكران در این بُرهه بسی سنگین‌تر از دیگران است.
اینجانب به مناسبت فاجعه‌ی غزه روز دوشنبه را عزای عمومی اعلام میكنم و مسئولان كشور را به ادای وظائف خود در این حادثه‌ی غم‌انگیز فرا میخوانم.
وَ سَیعلَمُ ‌الذین ظَلَموا اَیّ مُنقلبٍ یَنقلبون.
سيّدعلي‌ خامنه‌اي
8/دی/1387
29/ذی‌الحجة‌الحرام/1429

خواجوی کرمانی

سلام یکی دو روز پیش تولد خواجوی کرمانی شاعر بزگ دیار کریمان بود

استاد سخن سعدی است نزد همه کس اما        دارد سخن حافظ طرز سخن خواجو
کمال‌الدین ابوالعطا محمود بن علی ‌بن محمود، متخلص به خواجوی کرمانی، شاعر و عارف بزرگ و برجسته ایرانی سده هشتم، در تاریخ سوم دی ماه سال 669 خورشیدی، مطابق با 20 ذی الحجه سال 689 ه. ق. در
کرمان به دنیا آمد. او را "نخلبند شعرا"، "خلاق المعانی" و "ملک الفضلا" نامیده اند. خواجوی کرمانی فضایل مقدماتی را در کرمان کسب و سپس راهی شیراز شد و از محضر پرفیض علمای آن دیار توشه‌ها اندوخت.


مقبره خاجوی کرمانی؛ شیراز؛ عکس از آنوبانینی
مقبره خواجوی کرمانی؛ شیراز


او چندی نیز در اصفهان رحل اقامت افکند. اشعار عارفانه‌ خواجو بسیار زیبا و گاه حیرت‌انگیزند. او در اشعار خود معانی عرفانی زیبا را ارایه می‌کند. خواجوی کرمانی درمثنوی از نظامی پیروی می‌کند ولی روان ‌تر از او می‌سراید. مهم ‌ترین آثار این شاعر نامی ایران زمین عبارت اند از:
1- دیوان اشعارش شامل قصاید، غزلیات، قطعات، ترجیعات و رباعیات که بر روی هم به دو بخش صنایع الکمال و بدایع الجمال تقسیم می شود.
2- شش مثنوی در وزن های گوناگون با این نام ها: سام نامه، همای و همایون، گل و نوروز، روضه الانوار، کمال نامه و گوهر نامه. پنج مثنوی اخیر بر روی هم خمسه خواجو را تشکیل می دهد.


یادبود خاجوی کرمانی در کنار مزار او؛ شیراز؛ عکس از آنوبانینی
یادبود خواجوی کرمانی در کنار مزار او؛ شیراز


مجموع اشعار خواجو از چهل هزار بیت فراتر میرود. وی در سرودن غزل، قصیده و مثنوی (خاصه در غزل) توانایی و استعداد بسیار زیادی داشته؛ چنانکه بسیاری از غزلیات حافظ، حال و هوای غزلهای خواجو را دارد و چه از لحاظ مضمون و چه از لحاظ شکلی از او تاثیر گرفته است. اما به جهت این‌ که خواجو در فاصله‌ زمانی زندگی دو شاعر بسیار برجسته و گرانسنگ تاریخ زبان و ادب پارسی، یعنی سعدی و حافظ می‌زیسته به نظر آنوبانینی تقریبا گمنام واقع شده و مقام شاعری وی چنان ‌که باید شناخته نشده است. خواجو در سال 753 ه.ق. وفات یافت و در کنار دروازه قرآن شیراز بر دامنه‌ کوه الله اکبر مدفون گردید.

مرغ جان را هر دو عالم آشيانی بيش نيست
حاصلم زين قرص زرين نيم نانی بيش نيست

از نعيم روضهی رضوان غرض دانی که چيست
وصل جانان، ورنه جنت بوستانی بيش نيست

گفتم از خاک درش سر بر ندارم بندهوار
باز میگويم سری بر آستانی بيش نيست

آنچنان در عالم وحدت نشان گم کرده ام
کز وجودم اينکه میبينی نشانی بيش نيست

چند گويم هر نفس کاهم ز گردون درگذشت
کاسمان از آتش آهم دخانی بيش نيست

گفتمش چشمت به مستی خون جانم ريخت گفت
گر چه خونخوارست آخر ناتوانی بيش نيست

گر به جان قانع شود در پايش افشانم روان
کانچه در دستست حالی نيم جانی بيش نيست

يک زمان خواجو حضور دوستان فرصت شمار
زانکه از دور زمان فرصت زمانی بيش نيست
.

ارادتمند وحید یوسف زاده