دومین سلام در عید قربان
خاک عرفات را
اب زمزم را
غار حرا را
جرات ابراهیم را
طاقت اسماعیل را
وصال معشوق را
صاحب کعبه نصیبت کند
دستش درد نکنه اون دوستی که برام فرستاده بودش.
اما امشب دانشجوهای علوم پزشکی جشن گرفتند هم به خاطر عید قربان هم به خاطر روز دانشجو که سه روز پیش بود منم مجری جشنشون بودم جاتون خالی خوش گذشت هرچند که بعضی از مهموناشون که از رشته های دیگه بودن خیلی اذیت کردن.مدتها بود برنامه ای که اجرا میکردم اینقدر پر از ادمهای...نشده بود اسم شهرشونم نمیگم که ابروشون نره(فقط بدونین شهرشون تو زمینه فرهنگ کلی واسه خودش اسم و رسم داره!).
بگذریم من یه شعر از خودم براشون میخووندم که واژه همکلاسیشو همه با هم تکرار میکردن چه حالی میداد! اینجوری:
میون این همه دلتنگی محض دلم تنگ صداته همکلاسی
تو قلب اسمون خسته خورشید خراب خنده هاته همکلاسی
حالا شعرمو اخر همین مطلب مینویسم.خلاصه اینکه خوش گذشت اما اونچه مهمه اینه که ما دانشجوییم و دانشجویی چیز کمی نیست اگه درست بشناسیمش اگه یادمون باشه دانشجو چشم و گوش بیدار جامعه است و خیلی از پیشرفتهای هر جامعه ای مدیون دانشجوهاشه اگه بدونیم دانشجو بودن شعور دانشجویی میخواد اگه بدونیم این دوران فرصت طلایی زندگی واسه خیلی چیزاست. خدا کنه که بدونیم
برای همه دانشجوها همه یاران دبستانی ارزوی موفقیت میکنم و ارزوی اینکه خودشونو و نقش مهمشون تو جامعه رو خوب بشناسن و از افراط و تفریط دور باشن.
اینم شعرم:
میون این همه دلتنگی محض
دلم تنگ صداته همکلاسی
تو قلب اسمون خسته خورشید
خراب خنده هاته همکلاسی
تو ای یار دبستانی که حرفات
یه باغ سبز شعر عاشقانه ست
تموم لحظه های با تو بودن
دلیل اتفاق این ترانه ست
کلاس از عطر لبخند تو لبریز
نگاهت رنگ چشمای فرشته
گچو بردار و پای تخته بنویس
که اینجا اخر هرچی بهشته
ارادتمند هرچی همکلاسیه وحید یوسف زاده
با سلام